نامه‌های یک شاعر به تمام زنان جهان

نزار قبّانی

1     

         وقتی مردان به تحسین از تو سخن می‌گویند

         و زنان به خشم

         می‌فهمم چه‌قدر زیبایی

 

2

        بعد از من

        هر که تو را ببوسد

        روی لبت نهال کوچک انگوری خواهد دید

        که من کاشته‌‌ام

 

3

       رفتنت

       آن‌قدرها که فکر می‌کنی

       فاجعه نیست

       من مثل بیدهای مجنون ایستاده می‌میرم...

      

/ 9 نظر / 22 بازدید
گیلدا

بیدهای مجنون ایستاده می میرند اما نهال کوچک انگور سبز می ماند

مرجان

خیلی قشنگ بود مهلا خدارو شکر که حداقل تو وبلاگت رو به روز می کنی. بقیه خیلی تنبل شدن [گل]

فرناز

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری ست روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند قفل افسانه ایست و قلب برای زندگی بس است روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی روزی که آهنگ هر حرف، زندگی ست تا من به خاطر آخرین شعر، رنج جستجوی قافیه نبرم روزی که هر حرف ترانه ایست تا کمترین سرود بوسه باشد روزی که تو بیایی، برای همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم . . . و من آنروز را انتظار می کشم حتی روزی که دیگر نباشم . . . سلام دوست عزیز وبلاگ قشنگی دارید دوست داشتید به وب من هم سر بزنید هميشه پيروز و سربلند باشيد خدانگهدار

نازلی

سلام مهلا جان خوبی ؟ خیلی زیبا بود راستی من به جای همه شما رفتم عروسی مرجان جاتون خالی بود ... مرجان عزیزم بسیار زیبا شده بود

نیما

چقدر قشنگ بود[لبخند] و تو مدتهاست که دیگه به من سر نمیزنی...

نازلی

بازمانده را به یاد کلبه پر مهر خبر در روزهای گذشته بخوانید. bazmandenews.blogfa.com

صالح

سلام با ترجمه ای دیگر به روزم یا حق ...................

عاطفه

من مثل بیدهای مجنون ایستاده می‌میرم... فوق العاده است ....

صالح

به روزم و منتظر ......... یا حق ....