/ 15 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین قطره سامانی

سلام خانم مهلا ابراهیمی. این ترجمه ی شما را قبل از این که بدانم وبلاگ دارید در جن و پری خواندم. از سایت خانم روانی پور با وبلاگ شما آشنا شدم. از ترجمه ی شما لذت بردم... خوشحالم می کنید اگر به وبلاگ من سر بزنید.

عاطفه

آفرین دوست خوبم ... خیلی به دل میشینه ترجمت.. با اینکه سرم شلوغ بود ولی تا ته خوندمش ... یعنی ترجمت یه جوری آدم رو تا ته داستان می بره. تازه واسه همه بچه ها هم میل کردم که بخونن ترجمه قشنگت رو.

ی رحیمیان

نوشته هایت هم ساده اند هم به دل آدم می شینن از داستان هم لذت بردم ترجمه خوبی داشت پیروز باشی

مرجان

مهلا [بغل] تو هم که مثل سروین هیچ چی ننوشتی که [ناراحت] خب به فکر من باشین که این ور دنیا [نیشخند] تنها و بی دوست افتادم و دلخوشیم فقط نوشته های شماس.[قهر] بنویس دیگه [گل]

مرجان

مهلا جونم اخرین پستی که برای من باز میشه همین ملاقات با دختر 100%دلخواهه که تاریخش اول شهریوره.اگه پست دیگه ای گذاشتی من نمیتونم ببینم[ناراحت] راستی توی سایت جن وپری برات کامنت گذاشتم[ماچ]

سروین

بالاخره مطلبت رو خوندم. ترجمت خیلی روون و دلنشین بود. اگر من جای اون شخصیت داستان بودم حتما می رفتم و حرفمو بهش می زدم و فرصت رو از دست نمی دادم. قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند....بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم!!!

مرجان

مهلا بنويس ديگه.راستي توي سايت جن و پري برات كامنت گذاشتم.ديديش؟

مرجان

مهلا من هر كاري كردم توي همون سايت جن و پري براي "در سال اسپاگتي" كامنت بزارم ارور داد.همون كامنت رو اينجا ميذارم:[گل] ترجمه ت قشنگ بود.مخصوصاً قسمت هاي مكالمه. ولي راستش از نظر داستان من با "ملاقات با دختر 100% دلخواه" خيلي بهتر و بيشتر ارتباط برقرار كردم.

علی

واااااااااای خوش به حالت ......توکیو...صبح....باروون ~آپم